سيد محمد كمره اى
164
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
در مسجد شاه . تدين و برزو و ضياء السلطان ناطق شده ، مردم را بعضى تهييج و بعضى تسكين مىنمودند . صمصام السلطنه كه ديروز رئيس الوزراء شده بود به مسجد شاه آمده ، مردم را تا سه روز مهلت گرفت كه از حيث ارزاق آسوده نمايد . اما بازار تا شب هم باز نشد و مردم مستعد چپاول شده بودند . به نظميه گفته شده بود كه شهر را مثل [ مواقع حكومت ] نظامى مواظب باشند و ويستادهل قبول نكرده بود ، به آترياد همدان يا خط خراسان واگذار كرده ، آنها هم با تفنگهاى سردوش ، سرودخانان در كوچهها و بازارها نمايش مىدادند . مردم هم [ به ] مشروطهطلبان از اول شروع در سفارت انگليس بناى فحاشى را گذاشته ، دو روز قبل هم مستوفى الممالك كه رئيس الوزراء بود استعفاء ، كابينهاش ؛ مخبر السلطنه داخله ، معين الوزراء فوائد ، مشار السلطنه ماليه ، سردار اسعد تلگراف ، مشاور الممالك خارجه ، نصر الملك عدليه . حال وزراء رسما معلوم نشده . اوضاع مغشوش گفته شد كه سه شب قبل چند نفر به قصد كشتن مخبر السلطنه در خيابان لالهزار رفته بودند . حسين فشنگچى هم كه مىگويند محرك بوده امروز گرفتار شده . اوضاع خيلى مغشوش . نان تبريز يك تومان الى دوازده هزار در صورت وجود خريد مىشود . معروف است كه ريشه اين اعمال انگليسىها و پول هم زياد داده مىشود كه شهر را جمعى شلوغ نمايند . منتهى اين دفعه چون مستوفى و مخبر السلطنه مستعفى شده بودند مقصد حاصل نشده بود اما تا نتيجه نگيرند دست نمىكشند . مىگويند به قزاقها بعضى دستورات داده بودند آنها رفتار نكرده بودند كه شليك به مردم نمايند . بعد خانه آمده ، ناهار نان و آش و پنير و سبزى خورده قدرى خوابيده . اكبر آقا آمد كه ديروز با فرخى منزل سردار جنگ رفته كاغذ شما را دادم ، قرار شد امروز عصر بروم ؛ يا سردار جنگ توصيه سردار اسعد را كه كسان ما را از ملاير رها نمايند يا مرا همراه خودش نزد سردار اسعد ببرد كه تلگراف توصيه را بگيرد . بعد ايشان رفته ، من هم چايى را تكميل ، دو به غروب بيرون آمده سوار واگون شده ، درب مريضخانه رفته ، ريختهگر اسباب تلمبه را درست نكرده بود ، وعده پسفردا عصر را داد . هوا قدرى ترشح كمى داشت .